|
ریشمیز
|
||
|
تبسم تنها دارایی است که دهنده اش را فقیر نمی سازد. |
مائده و شیوا![]()
http://www.muzical4u.mihanblog.com/
http://www.topmusicbox.mihanblog.com/
http://www.music-world2.net.tf/
http://shahregarm.blogsky.com/
http://www.peymanclub.blogfa.com/
http://www.rap-world.blogfa.com/
http://www.biatoinja.blogfa.com/
مهران مدیری بازیگر و کارگردان مجموعه های طنز شبانه در تبلیغات شرکت چای عرفان حضور پیدا کرده.
که می تونید اینجا عکس تبلیغشو ببینید.(که تو روزنامه ایران چند باری خودشو خفه کرده!!)
نظر هم یادتون نره.
مائده![]()
می بینم که باز رسیدیم به چارشنبه آخر سال و از یکی دو هفته قبل همتون تو خرید و فروش ترقه بودین.با این وجود مدتییه چهارشنبه سوری هم شور و حال قدیم خودشو از دست داده(البته من که قبلنا وجود نداشتم ولی تقریبا همه بزرگترا می گن) و اونجور که باید به دل نمی شینه.اینو من نمی گم ولی بازم بزرگترا می گن:اون موقع ها اهل فامیل شب چهار شنبه سوری خونه یکی از بزرگترا جمع می شدن آش رشته می خوردن و از روی آتیش می پریدن و برای رسیدن سال جدید آماده می شدن ولی حالا چی؟به جای این چیزا و این کارا یه مشت قرتی بازی مد شده که نمی دونم چرا بعضی ها از صدای مسخره ترقه حال می کنن یا دوست دارن اعصاب بقیه رو له کنن(شاید به خاطر جلب توجه باشه). از اول اسفند با صدای بنگ بنگ ترقه های یه زمانه دو زمانه سه زمانه و الی آخر!! می ریم به استقبال چهارشنبه آخر سال و بعد از اون هم گوش شیطون کر عید نوروز! اینا رو نمی گم که یه وقت خدای نکرده فکر کنید 150 سالمه یا پیر شدم.قصد کلاس گذاشتن و ادای روشن فکرا رو در آوردن هم ندارم.راستشو بخواین خودم هم از یه کم هیجان و شور و نشاط بدم نمی یاد ولی به شرطی که یه که باشه نه ....بازی.
امیدوارم چهارشنبه سوری امسال خیلی تلفات نداشته باشه و هر جا که هستین بهتون خوش بگذره.ولی یادتون باشه چند روز دیگه بیشتر تا نوروز نمونده پس مواظب باشید خودتونو ناقص نکنید.البته من مغز خرو درسته قورت داده باشم پامو حتما می ذارم بیرون.شما هم مراقب باشید فکر نکنم کسی دوست داشته باشه یه وری با قیافه کج و کوله بشینه پای سفره هفت سین.فقط یه جمله:مواظب خودتون باشید و زیاد هم جو گیر نشید.
مائده![]()
آخه چهارشنبه سور است
هر کوچه و پس کوچه پر از آتش و نور است
آخه چهارشنبه سور است
از آتش پر شعله شده وقت جهیدن
مثل مرغ پریدن
آره این کار به مرور است
آخه چهارشنبه سور است
ای زردی من از تو سرخی تو از من
ای آتش ایمن
این ورد زبان هر کس در جشن سرور است
آخه چهارشنبه سور است
ترقه پرتاب کند بچه ی بدجنس
به زیر پای مردم
تهی کند قلب که سرشار از سرور است
آخه چهارشنبه سور است
شیوا![]()
شاید برایتان پیش آمده باشد که بخواهید برنامه ای را با حجم بیش از 700 مگابایت بر روی یک سی دی رایب کنید این ترفند به شما یاد می دهد که چگونه حتی تا یک گیگابیت اطلاعات را روی بک سی دی معمولی ذخیره کنید.
ابتدا به برنامه Neroرفته و سپس کلید هایCtrl+R را فشار دهید.اگر در این پنجره در قسمتRecorder information رو به روی عبارتOver burn عبارتSuperted نوشته شده باشد مشخص است که سی دی رایتر شما عملOver burn را پشتیبانی می کند.
حال به منویFile رفته و قسمتPreferences را انتخاب کنید سپس در قسمتExpert features دقت کنید که عبارتEnable Overburn فعال باشد.در زیر همین گزینه مقدار مجازOver burn را به دقیقه مشخص کنید.
حال به منویFile رفته و گزینهNew را انتخاب کنید و در قسمتMultisession گزینه Noرا انتخاب نمایید.سپس در قسمتBurn عبارتWrite Method را بهonce Disc at تبدیل کنید.حالا همه چیز برای رایت فراهم است.سی دی را در درایو گذاشته و رایت را شروع کنید.
مائده![]()
مي دونم مي دونم تا حالا صد بار اين داستانو شنيدين وخوندين ولي من اي نداستانو خيلي دوست دارم و مي خوام براي كسايي كه تا حالا نشنيدن بگم شماهايي هم كه شنيدين بازم بخونيد و يكمي روش فكركنيد شايد شما هم مثل گربه ي قصه ي ما باشيد اونوقته كه مي فهميد بايد چه كار كنيد تا هميشه موفق باشيد..
..
گربه ي چكمه پوش:
شب شد و گربه ي داستان ما پا از خونش بيرون گذاشت. صداي باد لابه لاي علف ها تنش رو مي لرزوند و او خودش رو از نور ماه پنهان مي كرد .3 روز و 3 شب بود كه چيزي نخورده بيد .حتي عرضه ي گرفتن يه موش رو هم نداشت .گربه اي كه از همه چيز ميترسيد و از پس هيچ كاري بر نمي اومد و اون شب رو هم با يه تيكه نون كه رو زمين پيدا كرده بود گذروند. از دست خودش خيلي ناراحت بود. همه ي گربه ها بش دست نشونش مي دادن و به سر و ريخت آشفته و دست و پاي لاغر و سبيل هميشه آويزونش مي خنديدن.بايد يه راهي براي مشكلش پيدا مي كرد .
راه افتاد اما بازم شبانه! توي كوه و صحرا مي گشت تا كسي رو پيدا كنه كه طلسم رو بشكنه و از او يه
گربه ي واقعي بسازه. تا اينكه يه شب دم دماي سحر روي شاخه ي يه نارون يه چيزي تكان خورد گربه ترسيد و قايم شد .
گنجشك كوچك صدا كرد :" كي بود ؟ كي پريد ؟ "
گربه سرك كشيد : " تو كي هستي ؟ "
" من گنجشكم . تو كي هستي ؟ "
" من گربه ي خاكستري ترسو و بي دست و پام . دنبال كسي مي گردم كه بهم كمك كنه يه گربه ي واقعي بشم يه گربه ي شجاع "
گنجشك فكر كرد و گفت: " من بهت كمك مي كنم ." و يه جفت چكمه ي جادويي انداخت پايين :" تو با اينا
قوي ترين گربه ي دنيا مي شي . "
گربه ي خاكستري از خوشحالي بالا و پايين پريد و چكمه ها رو گرفت و به پا كرد . انگار همه ي نيرو هاي دنيا رو در بدن لاغر و ضعيفش جمع كرده بودن . حالا او قوي ترين گربه ي دنيا شده بود.
صبح روز بعد در روشنايي به طرف شهر راه افتاد . به چكمه هاش نگاهي كرد و با غرور و قدرت وارد شهر شد. با صداي بلند ميو کرد و از كوچه هاي شلوغ شهر رد شد ... حالا او به همه كمك مي كرد... در سنگين سطل ها رو بلند مي كرد و گربه هاي كوچولو رو از خيابون رد مي كرد ... كم كم او سر دسته ي گربه هاي ولگرد شد. او با چكمه هاي جادوييش تونست همه ي موش ها رو تارو مار كنه و همه سطل هاي زباله رو فتح كنه.اين گذشت تا اينكه يك روز تعطيل كه براي آبتني رفته بود رفته بود كنار رود خونه آب چكمه هاش رو با خودش برد...گربه ي خاكستري گريه مي كرد و ميدويد و آب رو دنبال مي كرد اما بي فايده بود . آب چكمه ها رو لابه لاي امواجش پنهان كرده بود .گربه ي خاكستري به رود پريد واز لابه لاي امواج خروشان رود شنا كرد . به سنگ هاي بزرگ مي خورد و شاخه هاي درختان بدن پشمالوش رو مي خراشيد . اما او نترسيد. شنا كرد و پريد ميان آب تا بالاخره چكمه هاش رو گرفت . به زحمت خودش رو به ساحل رسوند . روي سبزه ها دراز كشيد و فكر كرد . به پنجه هاي برهنه اش نگاه كرد ... چكمه ها به پايش نبود و او بدون چكمه ها تمام مسير خطرناك رو شنا كرده بود ... گربه ي خاكستري خنديد .آنقدر بلند كه صداش همه جا رو پر كرده بود. بلند شد. نزديك عصر بود. چكمه ها رو برداشت ... تمام زورش رو جمع كرد و چكمه ها رو پرت كرد ميون آب . چكمه ها پرواز كردن و اونقدر دور شدن كه گربه ي خاكستري ديگه اونا رو نمي ديد. چيزي خيلي دور شلپ توي آب صدا كرد و گربه ي خاكستري بدون چكمه هاش به سمت شهر راه افتاد.
خب. داستانو خوندي؟ فكر ميكني تو چه جوري هستي؟ اگه خيلي وقته چكمه ها تو انداختي دور يا اصلا" نيازي بهشون نداشتي ايول . اگه هنوز چكمه پوشي پس زود تر يه رود پيدا كن و چكمه ها رو بنداز توش .
اگر هم مثل گربه ي ترسو هستي پس زودتر اعتماد به نفستو پيدا كن بدون واسطه بدون چكمه.![]()
شیوا
مائده
مائده ![]()
سلام به هری پاتری ها:
بالاخره فیلم هری پاتر و محفل ققنوس هم کلید خورد.
این فیلم که فیلم نامش توسط مایکل گولدنبرگ نوشته شده (فیلم نامه نویس پیتر پن و موجودات وحشی کجا هستند) به کارگردانی دیوید یییتز در استودیوی لیوستن ساخته میشود.
فیلم برداری هری پاتر ۵ از ۶ فوریه (۱۷ بهمن خودمون) شروع شده و در سال ۲۰۰۷ هم روی پرده ی سینما میرود (یعنی تا اون موقع باید بشینیم سماق بمکیم حد اقل خدا کنه کتاب ۷ تا اون موقع امده باشه)
از بازیگر های جدیدشم میشه از امیلدا استوانتون نام برد که نقش دلورس آمبریدج رو بازی می کنه.
لطفا اگر شما هم خبر دیگهای دارید بگید![]()
شیو ا
مائده
|
|